تبلیغات
سرگرمی - تسلیت

سلام هموطن,!

اینجا اذربایجان است, سر ایران..
یک عمر جک گفتی سکوت کردم,..... گفتی حرفی نزدم
بیگانه حمله کرد بابک را دادم,جنگ شد باکری ها را دادم..
رضا زاده و دایی و ساعی شادی را به خانه هایتان اوردند
...ولی باز گفتی و گفتی گفتی..
هموطن! اینبار نه از جنگ خبر است نه از چیز دیگری!
خانه ام ویران شده,پدر و مادر و خواهرو برادرم زیر اوارند..
کمکم کن...کمکم کن

 

چندی پیش گربه ای هفت هزار ساله به خون چشمان فرزندان افتخار آفرین و اشکهای مادرانش میگرید، فرزندان غیوری که سقف کاشانه هایشان دیگر تنها آسمانی آبیست
چو ایران نباشد تن من مباد! به یـاد تمام از دست رفتگان زلزله مرداد 91 ...دلم لرزید،این سطرها را با احتیاط بخوان ،کسی شبیه من
زیر آوار است ، دلم نمی خواهد از آسمان و زمین گله کنم ، اما دلم گرفت




طبقه بندی: دل نوشته،

تاریخ : یکشنبه 9 مهر 1391 | 01:20 ب.ظ | نویسنده : رضا حضرتی | نظرات